بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

309

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

كه قريب هفتاد كس از قوم بنى ضبة از عقب يكديگر كه مهار شتر عايشه را ميگرفتند بضرب شمشير لشكر حيدر كرار صلوات اللَّه عليه و آله مقتول و مجروح شدند و در آخر آن روايتست كه « و قد ائتفكت اى انقلبت البصرة باهلها مرتين و على اللَّه تمام الثالثة و تمام الثالثة فى الرجعة » و در نهايهء جزرى مذكور است كه « و فى حديث : البصرة احدى المؤتفكات يعنى انها غرقت مرتين فشبه غرقها بانقلابها » و ميتواند كه انقلاب بصره محمول بر حقيقت باشد نه بطريق تشبيه و مجاز فَغَشَّاها ما غَشَّى پس پوشانيد آن قريه‌ها را آنچه پوشانيد از عذاب - ابهام اشارت بر تفخيم عذابست به اين معنى كه عذابى كه آن قريه‌ها را پوشانيد عبارت در بيان آن قاصر و كوتاهست فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى پس بكدام نعمتهاى پروردگار خود اى آدمى شك ميكنى كه تا از شك كردن آن نعم به نقم و عذاب گرفتار شوى هذا اين پيغمبر آخر الزمان عليه و آله صلوات اللَّه الملك المنان نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولى بيم كننده‌ايست از جنس بيم كننده‌هاى ما تقدم على بن ابراهيم گويد كه چون حق تعالى در يوم الذرّ خلايق را به صورت مورچه ايجاد و از آنها صفها آراست و حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و إله را مبعوث گردانيد پس بعضى ايمان آوردند و بعضى انكار كردند و مراد از نَذِيرٌ مِنَ النُّذُرِ الْأُولى محمد مصطفى صلوات اللَّه عليه و آله است كه در ذرّ اول خلايق را بوحدانيت خداى تعالى دعوت كرد پس در مقام تهديد ميفرمايد كه أَزِفَتِ الْآزِفَةُ اى قربت القيامة يعنى نزديك شد قيامت لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ كاشِفَةٌ نيست مر آن قيامت را بجز از خداى تعالى ظاهر كننده‌اى چنانچه در آيهء ديگر فرموده « لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ » « 1 » پس خطاب به مشركين مىكند كه أَ فَمِنْ هذَا الْحَدِيثِ آيا ازين اخبار گذشته تَعْجَبُونَ تعجب ميكنيد وَ تَضْحَكُونَ و ميخنديد از روى سخريه و استهزا وَ لا تَبْكُونَ و نمىگرييد از خوف وعيد و تهديدى كه درين اخبار مندرجست وَ أَنْتُمْ سامِدُونَ و مىتواند كه سامد مشتق باشد از « سمد البعير

--> ( 1 ) - س 7 : اعراف ، ى 187